پرش به محتوا

fragen

to ask

لغات آلمانی۳۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

«پرسیدن»؛ فعل قاعده‌دار: ich frage، du fragst.

fragen به معنی «پرسیدن» فعلی کاملاً قاعده‌مند است: ich frage، du fragst، er fragt و گذشتهٔ سادهٔ آن «fragte». اسم آن «die Frage» یعنی «سؤال» است و ترکیب رسمی‌تر «eine Frage stellen» هم به معنی «سؤال پرسیدن» به کار می‌رود. مثال: «Darf ich Sie etwas fragen?» — اجازه دارم چیزی از شما بپرسم؟ نکتهٔ دستوری مهم: هنگام نقل پرسش غیرمستقیم، بعد از fragen از «ob» یا واژه‌پرسش استفاده می‌شود و فعل به انتهای جملهٔ پیرو می‌رود: «Er fragt, ob ich Zeit habe.» — می‌پرسد که وقت دارم یا نه.