پرش به محتوا

finden

to find; to think (opinion)

لغات آلمانی۳۶ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

«پیدا کردن؛ نظر دادن»؛ فعل بی‌قاعده: ich finde، er fand.

finden دو معنی اصلی دارد: «پیدا کردن» و «نظر دادن». صرف آن بی‌قاعده است: ich finde، du findest و گذشتهٔ سادهٔ آن «fand». برای بیان نظر، الگوی «مفعول + صفت + finden» بسیار پرکاربرد است: «Ich finde den Film toll» — فیلم را عالی می‌دانم. مثال: «Ich habe meine Schlüssel nicht gefunden.» — کلیدهایم را پیدا نکردم. تفاوت با «denken»: denken یعنی «فکر کردن» به‌طور کلی، اما وقتی می‌خواهید نظرتان را دربارهٔ چیزی بگویید، در آلمانی روزمره معمولاً finden به کار می‌رود نه denken.