einfach
easy; simple
تعریف کوتاه
«آسان، ساده»؛ صفت قاعدهدار: einfacher، am einfachsten.
einfach دو معنی اصلی دارد: «آسان» و «ساده، فقط». صرف آن قاعدهمند است: einfacher و am einfachsten. در گفتار روزمره به معنی «همان، فقط» هم میآید: «Ruf ihn einfach an!» — همین حالا بهش زنگ بزن! ترکیب «eine einfache Frage» یعنی «یک سؤال ساده». مثال: «Die Prüfung war einfacher als ich dachte.» — آزمون آسانتر از آن بود که فکر میکردم. تفاوت با «leicht»: leicht هم یعنی «آسان» و هم «سبک» از نظر وزن، در حالی که einfach بر سادگی و پیچیدهنبودن تأکید میکند.