deshalb
therefore; that's why
تعریف کوتاه
«بنابراین، برای همین»؛ قید ربطی؛ فعل بلافاصله بعدش میآید.
deshalb به معنی «بنابراین، به همین دلیل» قید ربطی بیان نتیجه است. چون خودش جایگاه نخست جمله را میگیرد، فعل بلافاصله بعد از آن میآید: «Es regnet, deshalb bleiben wir zu Hause.» — باران میآید، برای همین خانه میمانیم. هممعنیهای آن «deswegen» و «darum» هستند و هر سه در گفتار و نوشتار رایجاند. مثال: «Ich habe verschlafen, deshalb bin ich zu spät gekommen.» — دیر بیدار شدم، برای همین دیر رسیدم. تفاوت با «trotzdem»: trotzdem یعنی «با این حال» و تقابل را نشان میدهد، اما deshalb پیامد و نتیجه را میرساند.