besuchen
to visit
تعریف کوتاه
«بازدید کردن، سر زدن»؛ فعل قاعدهدار: ich besuche.
besuchen به معنی «بازدید کردن، سر زدن» فعلی قاعدهمند است: ich besuche، du besuchst، er besucht. هم برای آدمها به کار میرود («die Familie besuchen» — به خانواده سر زدن) و هم برای مکانها («ein Museum besuchen» — موزه دیدن). اسم شخص آن «der Besucher» یعنی «بازدیدکننده، مهمان». مثال: «Am Wochenende besuchen wir unsere Großeltern.» — آخر هفته به پدربزرگ و مادربزرگمان سر میزنیم. تفاوت با «besichtigen»: besichtigen فقط برای بازدید از بناها و جاهای دیدنی است، اما besuchen عمومیتر است و برای انسانها هم به کار میرود.