پرش به محتوا

der Apfel

apple

لغات آلمانی۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

سیب؛ میوهٔ نمادین با جمع نامنظم die Äpfel.

der Apfel به معنی «سیب» اسمی مذکر است و جمع آن با تغییر مصوت «die Äpfel» ساخته می‌شود. ضرب‌المثل معروفش: «Der Apfel fällt nicht weit vom Stamm» — سیب از تنهٔ درخت دور نمی‌افتد (بچه مثل پدر و مادرش می‌شود).

مثال: Ich esse jeden Tag einen Apfel. — هر روز یک سیب می‌خورم. «der Apfelstrudel» (شله‌سیب پختهٔ معروف) و «der Apfelsaft» (آب‌سیب) از خویشاوندان خوراکی‌اند؛ و «der Adamssapfel» (سیب آدم!) یعنی برج آدم در ناحیهٔ گلو.