voir
to see
تعریف کوتاه
«دیدن»؛ فعل بیقاعده: je vois، il voit؛ صفت مفعولی vu.
voir به معنی «دیدن» فصلی بیقاعده است: je vois، tu vois، il voit و صفت مفعولی آن «vu» است. جملهٔ مؤدبانهٔ «Je voudrais voir le menu, s'il vous plaît» در رستوران یعنی «منو را میخواهم ببینم، لطفاً». مثال: «Je t'ai vu hier au marché.» — دیروز در بازار دیدمت. تفاوت با «regarder»: regarder یعنی «نگاه کردن» با توجه عمدی، مثل «regarder la télé» — تلویزیون تماشا کردن؛ اما voir دریافت تصویر با چشم را بیان میکند. این تمایز یکی از درسهای کلاسیک فرانسه است و در آزمونها مدام میآید.