trouver
to find; to think (opinion)
تعریف کوتاه
«پیدا کردن؛ نظر دادن»؛ je trouve، tu trouves، il trouve.
trouver به معنی «پیدا کردن» فعلی است که برای بیان نظر هم به کار میرود: «Je trouve ce film génial» — این فیلم را فوقالعاده میدانم. صرف حال ساده: je trouve، tu trouves، il trouve و زمان کامل «j'ai trouvé». مثال: «J'ai trouvé mes clés sous la table.» — کلیدهایم را زیر میز پیدا کردم. تفاوت با «chercher»: chercher یعنی «جستوجو کردن» و فرایند گشتن را نشان میدهد، اما trouver لحظهٔ به نتیجه رسیدن است؛ اول chercher میکنید و اگر موفق شوید، trouvé میکنید!