پرش به محتوا

trouver

to find; to think (opinion)

لغات فرانسه۳۶ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

«پیدا کردن؛ نظر دادن»؛ je trouve، tu trouves، il trouve.

trouver به معنی «پیدا کردن» فعلی است که برای بیان نظر هم به کار می‌رود: «Je trouve ce film génial» — این فیلم را فوق‌العاده می‌دانم. صرف حال ساده: je trouve، tu trouves، il trouve و زمان کامل «j'ai trouvé». مثال: «J'ai trouvé mes clés sous la table.» — کلیدهایم را زیر میز پیدا کردم. تفاوت با «chercher»: chercher یعنی «جست‌وجو کردن» و فرایند گشتن را نشان می‌دهد، اما trouver لحظهٔ به نتیجه رسیدن است؛ اول chercher می‌کنید و اگر موفق شوید، trouvé می‌کنید!