pouvoir (فعل)
can / to be able to
تعریف کوتاه
توانستن؛ فعل وجهی نامنظم: je peux / nous pouvons.
pouvoir به معنی «توانستن» فعلی وجهی و نامنظم است: je peux, tu peux, il peut, nous pouvons, vous pouvez, ils peuvent — دو ریشهٔ متفاوت در زمان حال! ماضی مرکب: «j'ai pu». همیشه با مصدر میآید: «pouvoir parler» یعنی «توانستنِ سخنگفتن».
مثال: Pouvez-vous m'aider, s'il vous plaît ? — میتوانید لطفاً کمکم کنید؟ این پرسش مؤدبانهٔ همیشگی فرانسه است و شکل شرطیاش «pourriez-vous» مؤدبانهتر هم هست؛ اسم این فعل «le pouvoir» یعنی «قدرت» است — همان واژهای که سرِ سرنوشت سیاست است؛ و «je ne peux pas» یعنی «نمیتوانم».