enseigner (فعل)
to teach
تعریف کوتاه
تدریسکردن؛ فعل باقاعده، اسمش l'enseignement.
enseigner به معنی «تدریسکردن/آموزاندن» فعلی باقاعده از گروه اول است: j'enseigne, tu enseignes, il enseigne, nous enseignons, vous enseignez, ils enseignent — ترکیب «gn» صدای «نیَ» دارد و پیش از «-ons» بیتغییر میماند؛ ماضی مرکب «j'ai enseigné».
مثال: Madame Roux enseigne le français aux étrangers. — خانم رو به خارجیها فرانسه درس میدهد. ساختار «enseigner quelque chose à quelqu'un» یعنی «چیزی را به کسی آموختن»؛ اسم آن «l'enseignement» (آموزش) و «l'enseignant / l'enseignante» یعنی «آموزگار» — کلیتر و محاورهایتر از «le professeur».