difficile
difficult
تعریف کوتاه
«سخت، دشوار»؛ ساختار: difficile à + مصدر.
difficile به معنی «سخت، دشوار» صفت پرکاربردی است که برای انسان هم میآید و یعنی «بداخلاق، سختگیر»: «un client difficile» — مشتری بدعنق. ساختار مهم: «difficile à + مصدر» یعنی «سخت برای انجام دادن»: «Ce texte est difficile à comprendre» — این متن سخت فهمیده میشود. مثال: «Il est difficile de trouver un appartement à Paris.» — پیدا کردن آپارتمان در پاریس سخت است. متضاد آن «facile» است و این دو، جفت توصیف دشواری را در آزمونها و گفتار روزمره میسازند.