پرش به محتوا

blanc (صفت)

white

لغات فرانسه۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

سفید؛ صفت، مؤنث نامنظمش blanche!

blanc صفت «سفید» است و مؤنث آن نامنظم است: «blanche» — با افزودن «-he»، چون «c» پایانی پیش از «e» صدایش عوض می‌شد! جمع: «blancs/blanches». این نامنظمی را باید حفظ کنید: «une chemise blanche» (پیراهن سفید).

مثال: La neige blanche couvre la montagne. — برفِ سفید کوه را پوشانده. «le vin blanc» یعنی «شراب سفید» — مقابل «le vin rouge»؛ «la page blanche» (صفحهٔ سفید) کابوس نویسنده‌هاست؛ «une nuit blanche» یعنی «شب بی‌خوابی» و «mariage en blanc» تشریفات عروسِ سفیدپوش؛ تلفظ مذکر [بلَن] با صدای «an» بینی.