avoir (فعل)
to have
تعریف کوتاه
داشتن؛ فعل نامنظم، با سن و avoir faim/peur.
avoir به معنی «داشتن» فعلی نامنظم است: j'ai, tu as, il a, nous avons, vous avez, ils ont؛ ماضی ساده «j'avais» و ماضی مرکب «j'ai eu». نکتهٔ فرهنگی-زبانی: فرانسهایها سن را «دارند» («J'ai vingt ans» — بیست سالم است!) و حالتهای بدن را هم با آن میگویند: «avoir faim» (گرسنهبودن)، «avoir froid» (سردشبودن) و «avoir peur» (ترسیدن).
مثال: J'ai vingt-deux ans et j'ai une petite sœur. — بیستودو سالم است و یک خواهر کوچک دارم. «avoir» پرکاربردترین فعل کمکی فرانسه است: بیشتر ماضیهای مرکب با آن ساخته میشوند — «J'ai mangé» یعنی «خوردم»؛ و «il y a» یعنی «هست/وجود دارد».