aimer (فعل)
to like / to love
تعریف کوتاه
دوستداشتن؛ فعل باقاعده با نکتهٔ معنایی ظریف.
aimer به معنی «دوستداشتن» فعلی باقاعده از گروه اول است: j'aime, tu aimes, il aime, nous aimons, vous aimez, ils aiment — «t» پایانی «iment» خاموش است؛ ماضی مرکب «j'ai aimé».
مثال: J'aime beaucoup la littérature française. — ادبیات فرانسه را خیلی دوست دارم. نکتهٔ معنایی: «aimer» از پسداشتن تا عاشقبودن را پوشش میدهد — «aimer bien» دوستداشتن معمولی است و «aimer» تنها، عاشقانه!؛ «j'aimerais» شکل شرطیِ آرزوست: «J'aimerais visiter Paris» — دوست داشتم پاریس را ببینم؛ و «aimer la vie» روحِ «la joie de vivre» است!