support
/səˈpɔːrt/
تعریف کوتاه
حمایت کردن، پشتیبانی کردن؛ هم فعل است هم اسم.
support یعنی «حمایت کردن، پشتیبانی کردن» و هم فعل است هم اسم: «Thank you for your support» (از حمایتتان سپاسگزارم). ساختارها: support someone in something، support a decision (پشتیبانی از یک تصمیم) و support a family (تأمین مخارج خانواده). در حوزهٔ فناوری، customer support (پشتیبانی مشتریان) و در ورزش support a team (هواداری کردن) پرکاربردند. تفاوت با help: help کمک عملی و مستقیم است، اما support پشتوانه و حمایت کلی بودن را میرساند. مثال: «My parents supported my decision to study abroad.» — پدر و مادرم از تصمیمم برای تحصیل در خارج حمایت کردند.