lend
/lend/
تعریف کوتاه
قرض دادن (از دید دهنده)؛ بیقاعده lend–lent–lent؛ متضاد borrow.
lend یعنی «قرض دادن» و فعل بیقاعده است: lend–lent–lent. دو ساختار دارد: lend something to someone یا lend someone something: «She lent me her notes before the exam». ترکیبهای مجازی پرکاربرد: lend a hand (کمک کردن)، lend support (پشتیبانی کردن). تفاوت با borrow: خاستگاه هر دو یکی است اما جهتش برعکس است؛ در جملهٔ «He lent me his car» فاعل داده و «I borrowed his car» یعنی من گرفتم. مثال: «The bank refused to lend them any more money.» — بانک از قرض دادن پول بیشتر به آنها خودداری کرد.