پرش به محتوا

let down

/let ˈdaʊn/

لغات انگلیسی۲۱ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

ناامید کردن، به کسی خالی زدن؛ جدانشونده: let sb down.

let down یعنی «ناامید کردن کسی، به امیدش خیانت کردن و به قول خود عمل نکردن» و جدانشونده است: «I'm sorry I let you down» یا «let me down». ساختار: let someone down — ضمیر همیشه در میانه می‌آید: «Don't let me down again». اسم آن letdown به معنی «چیز ناامیدکننده» است: «The ending was a real letdown». متضاد مفهومی آن support (پشتیبانی کردن) است. مثال: «He promised to help us move, but he let us down at the last minute.» — قول داده بود در اثاث‌کشی کمک کند، اما در آخرین لحظه به ما خالی زد.