suddenly
/ˈsʌdənli/
تعریف کوتاه
«ناگهان، یکمرتبه»؛ برای اتفاق سریع و غیرمنتظره؛ ابتدای جمله در روایتها.
suddenly به معنی «ناگهان، بیخبر» قید وصفی است و برای رویدادهای سریع و غیرمنتظره بهکار میرود. در داستانسرایی جایگاه ویژهای دارد و معمولاً اول جمله میآید تا حس غافلگیری را تقویت کند: «Suddenly, the lights went out.» نکتهٔ گرامری: بعد از آن معمولاً زمان گذشته ساده میآید، نه استمراری. جایگزینهای رایج آن «all of a sudden» و «unexpectedly» هستند. مثال: «Suddenly, everyone started clapping.» — یکمرتبه همه شروع به تشویق کردند. تفاوت با «immediately»: آن قید یعنی «بلافاصله» و ربطی به غافلگیری ندارد.