eventually
/ɪˈventʃuəli/
تعریف کوتاه
«سرانجام، بالاخره»؛ نتیجه پس از انتظار یا تأخیر طولانی؛ با finally اشتباه نشود.
eventually به معنی «سرانجام، در نهایت، بالاخره» قید زمان است و نشان میدهد چیزی بعد از مدتها انتظار، تأخیر یا فرایندی طولانی رخ داده است. جایگاه معمول آن انتهای جمله یا بین نهاد و فعل است. با «finally» اشتباه نشود: finally برای آخرین موردِ یک دنباله یا پایانِ کار است، اما eventually بر سپریشدن زمان تا رسیدن به نتیجه تأکید دارد. مثال: «The bus was late, but it eventually arrived.» — اتوبوس تأخیر داشت، اما سرانجام رسید. در مکالمهٔ روزمره «in the end» جایگزین طبیعی آن است.