set
/set/
تعریف کوتاه
قرار دادن، تنظیم و تعیین کردن؛ بیقاعده set–set–set.
set فعلی بیقاعده (set–set–set) و پرمعنا است: «قرار دادن و چیدن» (set the table — میز را چیدن)، «تنظیم کردن» (set an alarm — زنگ ساعت را تنظیم کردن) و «تعیین کردن» (set a goal، set a date). در انگلیسی اداری set up a meeting یعنی «جلسه را هماهنگ و برپا کردن». تفاوت ظریف با put: set چیدنِ منظم و هدفمند را میرساند، در حالی که put فقط عمل سادهٔ «گذاشتن» است. مثال: «Let's set a deadline before we start the project.» — پیش از شروع پروژه یک ضربالاجل تعیین کنیم.