rarely
/ˈrerli/
تعریف کوتاه
«بهندرت»؛ فراوانی خیلی کم؛ اگر اول جمله بیاید نهاد و فعل جابهجا میشوند.
rarely به معنی «بهندرت» قید تکرار است و یعنی چیزی خیلی کم اتفاق میافتد؛ چون بار منفی دارد، با فعل مثبت میآید و اگر اول جمله بنشیند، جای نهاد و فعل وارونه میشود: «Rarely have I seen such courage.» جایگاه عادی آن بین نهاد و فعل است: «She rarely eats breakfast.» هممعنای رسمیتر آن «seldom» و تقویتشدهٔ آن «hardly ever» است. مثال: «We rarely go out during the week.» — در روزهای هفته بهندرت بیرون میرویم. برای فراوانی بیشتر از آن «sometimes» یا «occasionally» بهکار میرود.