once in a while
/wʌns ɪn ə ˈwaɪl/
تعریف کوتاه
«گاهیبهگاه»؛ فراوانی کم اما تکرارشونده؛ هممعنای occasionally.
once in a while به معنی «گاهیبهگاه، هرچند وقت یکبار» اصطلاح فراوانی است و یعنی چیزی بهندرت اما بهصورت تکرارشونده اتفاق میافتد؛ معمولاً انتهای جمله میآید: «We go to the movies once in a while.» هممعنای «occasionally» و «every now and then» است. مثال: «Once in a while, it's good to disconnect from social media.» — هرچند وقت یکبار، خوب است از شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم. تفاوت ظریف با rarely: rarely فقط بر کمبودن تأکید دارد و بار منفیتری دارد.