پرش به محتوا

put off

/pʊt ˈɔːf/

لغات انگلیسی۲۹ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

به تعویق انداختن؛ جدانشونده؛ تفاوتش با call off (لغو) مهم.

put off یعنی «به تعویق انداختن، کار را برای بعد نگه داشتن» و جدانشونده است: «Don't put off today's work until tomorrow» یا «put it off». معنای دوم: «دلسرد کردن»: «The smell put me off my food». ساختار پرکاربرد: put off doing something: «He keeps putting off going to the dentist». تفاوت مهم با call off: call off یعنی «کلاً لغو کردن»، اما put off یعنی «به زمان دیگری موکول کردن». مثال: «The meeting was put off until Friday because of the storm.» — جلسه به‌خاطر طوفان به جمعه موکول شد.