پرش به محتوا

pick up

/pɪk ˈʌp/

لغات انگلیسی۳۸ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

برداشتن؛ سوار کردن کسی؛ بدون کلاس یاد گرفتن — جدانشونده.

pick up فعل چندمعنایی و جدانشونده است: «برداشتن از زمین» — «pick up the keys» — «دنبال کسی رفتن و سوار کردن او» — «I'll pick you up at 8» (ساعت ۸ دنبالت می‌آیم) — «یاد گرفتن بدون کلاس و آموزش رسمی» — «She picked up some Turkish from her colleagues» — و «رو به بهبود رفتن»: «Sales are picking up» (فروش رو به بهبود است). مثال: «Kids pick up new words amazingly fast.» — بچه‌ها واژه‌های جدید را به‌شکل شگفت‌آوری سریع یاد می‌گیرند.