catch
/kætʃ/
تعریف کوتاه
گرفتن در حال حرکت، سوار شدن، مبتلا شدن؛ بیقاعده catch–caught–caught.
catch یعنی «گرفتن چیزی که در حال حرکت است» و فعل بیقاعده است: catch–caught–caught. معانی پرکاربرد: «سوار شدن به وسیلهٔ نقلیه» (catch the bus)، «مبتلا شدن به بیماری واگیر» (catch a cold) و «شنیدن و متوجه شدن» (Did you catch that?). تفاوت با get: در حملونقل هر دو به کار میروند (catch/get the train)، اما برای بیماری فقط catch میآید. ترکیب مهم: catch up (جا ماندن را جبران کردن). مثال: «Hurry up, or we'll miss the early train we wanted to catch.» — عجله کن وگرنه قطار اولیهای که میخواستیم سوارش شویم را از دست میدهیم.