make a plan
/meɪk ə plæn/
تعریف کوتاه
«برنامهریزیکردن»؛ طرحریزی برای هدف؛ make plans یعنی قرار گذاشتن.
make a plan به معنی «برنامهچیدن، طرحریزیکردن» همآیی برنامهریزی است؛ ساختارها: make a plan for something و make a plan to do something. در پروژهها و سفرها استفاده میشود: «Let's make a plan for the weekend.» تفاوت ظریف با «make plans» (جمع): یعنی قرار و برنامههای اجتماعی گذاشتن. مثال: «They made a detailed plan to cut costs.» — یک برنامهٔ دقیق برای کاهش هزینهها چیدند. عبارت مرتبط «plan ahead» یعنی از قبل فکر کردن و آماده شدن.