hold on
/hoʊld ˈɑːn/
تعریف کوتاه
لحظهای صبر کردن؛ در تلفن: خط را نگه دارید.
hold on یعنی «کمی صبر کردن» و در مکالمهٔ تلفنی یعنی «خط را نگه داشتن، لحظهای معطل ماندن»: «Hold on, I'll check if she's in». معنای دوم: «محکم نگه داشتن»: «Hold on to the railing» (نرده را محکم بگیر). فعل hold بیقاعده است: hold–held–held. معادل مؤدبانهتر در تلفن رسمی: «Could you hold, please?». تفاوت با hold up: hold up یعنی «عقب انداختن و معطل کردن» و در معنای محاورهای «سرقت مسلحانه»! مثال: «Hold on a second — I'm writing down your number.» — لحظهای صبر کن؛ دارم شمارهات را یادداشت میکنم.