پرش به محتوا

hold on

/hoʊld ˈɑːn/

لغات انگلیسی۳۶ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

لحظه‌ای صبر کردن؛ در تلفن: خط را نگه دارید.

hold on یعنی «کمی صبر کردن» و در مکالمهٔ تلفنی یعنی «خط را نگه داشتن، لحظه‌ای معطل ماندن»: «Hold on, I'll check if she's in». معنای دوم: «محکم نگه داشتن»: «Hold on to the railing» (نرده را محکم بگیر). فعل hold بی‌قاعده است: hold–held–held. معادل مؤدبانه‌تر در تلفن رسمی: «Could you hold, please?». تفاوت با hold up: hold up یعنی «عقب انداختن و معطل کردن» و در معنای محاوره‌ای «سرقت مسلحانه»! مثال: «Hold on a second — I'm writing down your number.» — لحظه‌ای صبر کن؛ دارم شماره‌ات را یادداشت می‌کنم.