get over
/ɡet ˈoʊvər/
تعریف کوتاه
عبور کردن از بیماری، غم یا ترس؛ جدانشدنی: get over sth.
get over یعنی «بهبود یافتن و عبور کردن از بیماری، غم یا شکست»: «It took him weeks to get over the flu» (هفتهها طول کشید تا آنفولانزایش خوب شود). معنای دوم: «از پس ترسی یا دشواری برآمدن»: «He got over his fear of flying» (از ترس پروازش گذشت). این عبارت جدانشدنی است. در گفتار روزمره «Get over it!» یعنی «دیگر تلخ نباش و ردش کن» — البته لحنش میتواند بیرحمانه باشد. مثال: «She finally got over her stage fright by performing at small events.» — با اجرا در برنامههای کوچک، بالاخره از ترس صحنهاش عبور کرد.