fortunately
/ˈfɔːrtʃənətli/
تعریف کوتاه
«خوشبختانه»؛ نتیجهٔ خوب علیرغم شرایط بد؛ متضاد unfortunately.
fortunately به معنی «خوشبختانه» قید گفتمانی است و نشان میدهد علیرغم شرایط بد، نتیجه یا خبر خوبی حاصل شده است؛ معمولاً ابتدای جمله مینشیند و اغلب پیش از آن موقعیت نامساعد توضیح داده میشود. متضاد آن «unfortunately» است و این دو در کنار هم، روایت داستانها و گزارشها را طبیعی و پرهیجان میکنند. جایگزین محاورهایتر آن «luckily» است. مثال: «I missed the bus, but fortunately I wasn't late for work.» — اتوبوس را از دست دادم، اما خوشبختانه سرِ کار تأخیر نداشتم. در نوشتار رسمی «fortunately for us» هم ساختار پرکاربردی است.