finally
/ˈfaɪnəli/
تعریف کوتاه
«بالاخره، در نهایت»؛ پایان انتظار یا آخرین مورد فهرست؛ برای نتیجهگیری هم بهکار میرود.
finally به معنی «بالاخره، و در نهایت» قید زمان است و دو کاربرد اصلی دارد: پایاندادن به یک انتظار طولانی («I finally finished my report») و معرفی آخرین مورد در فهرست یا دنباله («Finally, I'd like to thank my family»). در رایتینگ آکادمیک برای شروع پاراگراف نتیجهگیری هم بسیار پرکاربرد است. تفاوت با «eventually»: finally بیشتر بر ترتیب و اتمام کار تأکید دارد و eventually بر گذر زمان تا حصول نتیجه. مثال: «After three attempts, she finally passed the exam.» — بعد از سه بار تلاش، بالاخره در آزمون قبول شد.