معنی اصطلاح on the move به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح on the move: دائماً در حال سفر و جابهجایی بودن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B2.
اصطلاحات، جان مکالمه انگلیسیاند؛ بدون آنها زبان شما کتابی و خشک باقی میماند. در این صفحه از بخش زبان انگلیسی امروزینو، اصطلاح on the move را کامل یاد میگیرید: معنی، معادل فارسی، مثال و جایی که باید از آن استفاده کنید. برای دیدن اصطلاحات دیگر، مجموعه اصطلاحات را دنبال کنید.
on the move یعنی چه؟
دائماً در حال سفر و جابهجایی بودن. — معادل: «دائماً در حال حرکت بودن».. این اصطلاح در سطح B2 قرار دارد و در مکالمه روزمره، فیلم و سریال بهکرّات شنیده میشود.
مثال در جمله
Journalists are constantly on the move during election season.
وقتی جمله را میخوانید، سعی کنید تصویر آن را در ذهن بسازید؛ تصویرسازی ذهنی قویترین قلاب حافظه برای اصطلاحات است.
کجا از این اصطلاح استفاده کنیم؟
اصطلاحات را نباید هرجا به کار برد؛ on the move در موقعیتهای مناسب خودش معنا میدهد. اشتباه رایج زبانآموزان ایرانی، ترجمه تحتاللفظی اصطلاحات فارسی به انگلیسی است؛ به جای آن، اصطلاح ساده و پرکاربرد مثل همین on the move را در جای درست استفاده کنید. برای تقویت این مهارت، مکالمه انگلیسی بسیار کمک میکند.
سؤالات پرتکرار
معنی on the move چیست؟
دائماً در حال سفر و جابهجایی بودن. این اصطلاح در سطح B2 انگلیسی دستهبندی میشود.
on the move چه زمانی به کار میرود؟
در گفتار روزمره و غیررسمی به کار میرود؛ در متون آکادمیک بسیار رسمی معمولاً از آن پرهیز میشود.
چطور اصطلاحات را یادداشت کنم؟
هر اصطلاح را با یک مثال شخصی یادداشت کنید و هفتهای یک بار فهرست را مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی اصطلاح follow in someone's footsteps به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح kill time به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح in the long run به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح time will tell به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح in due time به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح now or never به فارسی + مثال و کاربرد
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



