پرش به محتوا

برچسب

اصطلاحات انگلیسی

۴۵۱ مطلب با این برچسب

معنی اصطلاح walk on eggshells به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح walk on eggshells به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح walk on eggshells: با احتیاط شدید رفتار کردن تا کسی ناراحت نشود. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۴۲ دقیقه
معنی اصطلاح ride the wave of به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح ride the wave of به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح ride the wave of: استفاده‌ی حداکثری از روند مثبت و محبوبیتی که وجود دارد. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۳۲ دقیقه
معنی اصطلاح wear many hats به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح wear many hats به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح wear many hats: در یک جایگاه، مسئولیت‌های متنوع داشتن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۳۲ دقیقه
معنی اصطلاح get your feet wet به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح get your feet wet به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح get your feet wet: اولین تجربه‌ی کوچک را در کاری جدید به دست آوردن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۳۲ دقیقه
معنی اصطلاح nest egg به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح nest egg به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح nest egg: پولی که برای آینده یا بازنشستگی پس‌انداز شده است. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۳۲ دقیقه
معنی اصطلاح talk someone into something به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح talk someone into something به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح talk someone into something: متقاعد کردن کسی به کاری که در ابتدا تمایل ندارد. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B2.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۳۲ دقیقه
معنی اصطلاح speak of the devil به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح speak of the devil به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح speak of the devil: گفته‌شدن هنگامی که در حال حرف زدن درباره کسی، همان شخص سر می‌رسد. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B2.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۳۲ دقیقه
معنی اصطلاح go from strength to strength به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح go from strength to strength به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح go from strength to strength: هر روز قوی‌تر و موفق‌تر شدن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۲۲ دقیقه
معنی اصطلاح get your act together به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح get your act together به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح get your act together: زندگی یا کار خود را منظم و مسئولانه پیش بردن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B2.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۲۱۲ دقیقه
معنی اصطلاح go against the grain به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح go against the grain به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح go against the grain: خلاف میل و عادت طبیعی بودن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۱۹۲ دقیقه
معنی اصطلاح by the skin of your teeth به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح by the skin of your teeth به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح by the skin of your teeth: با کمی فاصله و به‌سختی موفق شدن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۱۹۲ دقیقه
معنی اصطلاح better late than never به فارسی + مثال و کاربرد
آموزش زبان انگلیسی

معنی اصطلاح better late than never به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح better late than never: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B1.

تحریریه امروزینو
۱۴۰۵/۰۷/۱۹۲ دقیقه

می‌توانید از آرشیو مطالب هم دیدن کنید.