معنی اصطلاح kill time به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح kill time: با کاری سرگرمکننده، زمان انتظار را گذراندن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B1.
اصطلاحات، جان مکالمه انگلیسیاند؛ بدون آنها زبان شما کتابی و خشک باقی میماند. در این صفحه از بخش زبان انگلیسی امروزینو، اصطلاح kill time را کامل یاد میگیرید: معنی، معادل فارسی، مثال و جایی که باید از آن استفاده کنید. برای دیدن اصطلاحات دیگر، مجموعه اصطلاحات را دنبال کنید.
kill time یعنی چه؟
با کاری سرگرمکننده، زمان انتظار را گذراندن. — معادل: «وقت گذراندن و سرگرم کردن تا وقت برسد».. این اصطلاح در سطح B1 قرار دارد و در مکالمه روزمره، فیلم و سریال بهکرّات شنیده میشود.
مثال در جمله
We killed time at the café before the train arrived.
وقتی جمله را میخوانید، سعی کنید تصویر آن را در ذهن بسازید؛ تصویرسازی ذهنی قویترین قلاب حافظه برای اصطلاحات است.
کجا از این اصطلاح استفاده کنیم؟
اصطلاحات را نباید هرجا به کار برد؛ kill time در موقعیتهای مناسب خودش معنا میدهد. اشتباه رایج زبانآموزان ایرانی، ترجمه تحتاللفظی اصطلاحات فارسی به انگلیسی است؛ به جای آن، اصطلاح ساده و پرکاربرد مثل همین kill time را در جای درست استفاده کنید. برای تقویت این مهارت، مکالمه انگلیسی بسیار کمک میکند.
سؤالات پرتکرار
معنی kill time چیست؟
با کاری سرگرمکننده، زمان انتظار را گذراندن. این اصطلاح در سطح B1 انگلیسی دستهبندی میشود.
kill time چه زمانی به کار میرود؟
در گفتار روزمره و غیررسمی به کار میرود؛ در متون آکادمیک بسیار رسمی معمولاً از آن پرهیز میشود.
چطور اصطلاحات را یادداشت کنم؟
هر اصطلاح را با یک مثال شخصی یادداشت کنید و هفتهای یک بار فهرست را مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی اصطلاح a close-knit family به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح once and for all به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح in the long run به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح a race against time به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح time will tell به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح behind the times به فارسی + مثال و کاربرد
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



