زمان subjonctif فرانسه؛ کجا لازم است؟

زمان subjonctif فرانسه بعد از عبارتهایی مثل il faut que و bien que میآید؛ آموزش ساخت ریشه از شکل ils، پایانها، فعلهای بیقاعده، فهرست عبارتهای subjonctifدار و اشتباهات رایج با ترجمه.
جملهٔ «میخواهم که بیایی» را در فرانسه نمیتوان با شکل عادی فعل ساخت؛ فرانسه اینجور آرزوها، ضرورتها و احساسها را با زمان subjonctif بیان میکند: Je veux que tu viennes. این زمان، آبروی سطح B1 به بالا است؛ چون جملههایش از بیرون ساده به نظر میرسند اما فعل دوم دگرگون میشود و همانجاست که زبانآموزها لو میروند. خبر خوب اینکه ساختنش قاعدهٔ مشخصی دارد و فهرست عبارتهایی که میخواهندش هم قابل حفظ کردن است.
در این مطلب ریشه و پایانهای subjonctif présent را میسازیم، فهرست راهنمای عبارتهایی که این زمان را میخواهند را میبینیم و تفاوتشان را با ساختارهای بدون subjonctif روشن میکنیم. پیشنیاز این درس، تسلط بر زمان حال فرانسه است.
ساخت subjonctif: ریشه از ils حال
ریشهٔ subjonctif را از شکل ils زمان حال برمیداریم: -ent را حذف کنید و پایانهای زیر را بچسبانید: -e، -es، -e، -ions، -iez، -ent
- ils parlent → que je parle (که صحبت کنم)
- ils finissent → que je finisse (که تمام کنم)
- ils attendent → que j'attende (که منتظر بمانم)
- جالب اینکه شکل ils در subjonctif و présent یکی میشود؛ پس تنها تلهٔ شنیداری نیست و همهچیز در نوشتار است.
عبارتهایی که subjonctif میخواهند
- il faut que (باید): Il faut que je parte. (باید بروم.)
- vouloir que (خواستن که): Elle veut que je vienne. (میخواهد بیایم.)
- être content que (خوشحال بودن که): Je suis content que tu sois là. (خوشحالم که اینجایی.)
- bien que (هرچند): Bien qu'il soit riche, il est avare. (هرچند ثروتمند است، خسیس است.)
- pour que / avant que (تا اینکه / قبل از اینکه): Je t'explique pour que tu comprennes. (توضیح میدهم تا بفهمی.)
فعلهای بیقاعدهٔ مهم
- être → que je sois (که باشم)
- avoir → que j'aie (که داشته باشم) — ریشهٔ این دو را از فعلهای être و avoir دنبال کنید.
- aller → que j'aille (که بروم) و faire → que je fasse (که بکنم)
- pouvoir → que je puisse (بتوانم) و savoir → que je sache (بدانم)
کجا subjonctif نمیآید؟
- بعد از espérer que (امید داشتن): J'espère qu'il vient. (امیدوارم بیاید.) — شکل عادی!
- بعد از penser que در جملهٔ مثبت: Je pense que c'est vrai. (فکر میکنم درست است.)
- بعد از حروف ربط ساده مثل parce que و quand: فعل عادی میماند — جزئیات در حروف ربط فرانسه.
- قاعدهٔ سرانگشتی: شک، احساس، ضرورت و هدف → subjonctif؛ قطعیت و حقیقت → شکل عادی.
اشتباهات رایج فارسیزبانها
- ساختن Je veux que tu viens؛ غلط است؛ بعد از vouloir que باید tu viennes بیاید.
- بهکاربردن subjonctiv بعد از espérer que: J'espère que tu ailles غلط است؛ درست: J'espère que tu vas bien.
- ساختن ریشه از شکل je بهجای ils: برای boire، ریشه از ils boivent میآید: que je boive.
- حذف que: بدون que، فعل subjonctif عملاً بیمعنا میشود و جمله عجیب شنیده میشود.
سؤالات پرتکرار
تفاوت indicatif و subjonctif چیست؟
indicatif واقعیتهای قطعی را گزارش میکند و subjonctif ذهنیت گوینده مثل آرزو، شک، احساس و ضرورت را؛ همین دو دیدگاه در بسیاری زبانهای اروپایی با دو مجموعه پایان از هم جدا شدهاند و فرانسه هم از همان خانواده است.
چرا بعد از il faut que همیشه subjonctif میآید؟
چون il faut que ضرورتی را میسازد که هنوز واقعیت نشده؛ فعل بعد از آن اتفاقی است که باید بیفتد، نه اتفاقی که واقعاً افتاده؛ زبان فرانسه برای این «واقعیتنشده» سراغ subjonctif میرود.
در گفتار روزمره چقدر subjonctif میآید؟
خیلی بیشتر از آنچه فکر میکنید؛ چون عبارتهایی مثل il faut que و je veux que از پرتکرارترینهای مکالمهاند. با یاد گرفتن همین ساختارها بهعلاوهٔ شش فعل بیقاعده، بخش بزرگی از نیاز روزمرهتان پوشش داده میشود.
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.

