مترادف و متضاد
Synonyms and Antonyms
تعریف کوتاه
واژههای هممعنا و ضدمعنا که یادگیری جفتیِ آنها بازیابی واژه را در مغز تسریع میکند.
مترادفها واژههایی با معنای نزدیکاند (big، large، huge) و متضادها برعکس یکدیگر (hot/cold، increase/decrease). نکتهٔ مهم این است که مترادفهای کامل وجود ندارند؛ big و large در بیشتر جاها یکساناند اما collocation عوض میکند: a big problem طبیعی است و a large problem کمتر. برای همین وقتی مترادف یاد میگیرید، تفاوت سایهٔ معنایی و سطح رسمیتشان را هم یادداشت کنید.
یادگیری جفتی (واژه + ضدش) یکی از سریعترین راههای تثبیت واژگان است، چون مغز با دو سر یک محور، شبکهٔ معنایی میسازد. در رایتینگ و اسپیکینگ آزمونها، داشتن چند مترادف برای هر مفهوم، تکرار ناپسند واژه را حذف میکند؛ و در پارافریز کردن سؤال مقدمهٔ رایتینگ آیلتس دقیقاً همین مهارت نمره میسازد. تمرین ساده: برای هر واژهٔ جدیدی که یاد میگیرید، یک مترادف و یک متضاد پیدا کنید.
واژههای مرتبط
خانوادهٔ واژه
گروهی از واژهها که از یک ریشه ساخته میشوند؛ مثل care و careful و carefully و careless.
بازنویسی (پارافریز)
بیان دوباره یک مطلب با واژهها و ساختار متفاوت اما با همان معنا؛ مهارت طلایی رایتینگ.
آزمون آیلتس
پرتقاضاترین آزمون بینالمللی سنجش زبان انگلیسی با نمره ۰ تا ۹؛ دروازه تحصیل و مهاجرت.