weiß (صفت)
white
تعریف کوتاه
سفید؛ رنگ برف، با نگارش ویژهٔ ß.
weiß به معنی «سفید» صفت است و حرف تعریف جدا ندارد؛ مقایسه: «weißer / am weißesten». نگارش آن با «ß» است (در سوئیس «ss»). ترکیبها: «die weiße Weste» (پیراهن بیگناهی) و «weiße Weihnachten» (کریسمس برفی) — آرزوی دیرینهٔ آلمانیها.
مثال: Der Schnee ist weiß und kalt. — برف سفید و سرد است. تعبیر مفید اداری: «etwas schwarz auf weiß haben» یعنی «چیزی را مکتوب و مدوّن داشتن (سند در دست داشتن)» — در قراردادها جانتان را نجات میدهد؛ و «das Weißbier» (آبجوی گندمی) واژهٔ منوی پاروهای آلمانی است.