پرش به محتوا

der Tisch

table

لغات آلمانی۳ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

میز؛ مذکر، با آیین چیدنِ میز.

der Tisch به معنی «میز» اسمی مذکر است و جمع آن «die Tische» می‌شود. ترکیب‌های پرکاربرد: «der Esstisch» (میز غذاخوری)، «der Schreibtisch» (میز کار) و «der Nachttisch» (میز کنار تخت).

مثال: Das Essen steht auf dem Tisch. — غذا روی میز است. تعبیر فرهنگی: «den Tisch decken» (میز را بچینند) — پیش از هر وعده در خانه‌های آلمانی انجام می‌شود؛ «unter den Tisch fallen» یعنی «نادیده گرفته شدن» و «etwas auf den Tisch bringen» یعنی «مطلبی را روی میز آوردن (موضوع را مطرح‌کردن)» — تعبیر جلسات کاری.