lesen
to read
تعریف کوتاه
«خواندن»؛ فعل بیقاعده: er liest، las، gelesen.
lesen به معنی «خواندن» فصلی بیقاعده است: ich lese، du liest، er liest، گذشتهٔ ساده las و صفت مفعولی gelesen. ترکیب «ein Buch lesen» یعنی «کتاب خواندن» و در کلاسهای زبان «laut lesen» به معنی «بلندخوانی» است. مثال: «Sie liest jeden Abend eine Stunde.» — هر شب یک ساعت میخواند. تفاوت با «vorlesen»: vorlesen فعل جداکردنیای است که یعنی «برای کسی بلند بخواند»، در حالی که lesen خواندن برای خود است؛ این تمایز در داستانخوانی کودکان و کلاسها پرکاربرد است.