einladen (فعل)
to invite
تعریف کوتاه
دعوتکردن؛ جداشدنیِ نامنظم با lud ein.
einladen به معنی «دعوتکردن» فعلی جدا-شونده و نامنظم است: ich lade ein, du lädst ein (با تغییر مصوت!)؛ گذشته «lud ein» و کامل «eingeladen». اسمش «die Einladung» (دعوتنامه) است — «Danke für die Einladung!» (ممنون از دعوت!) جملهٔ مدیا همیشگی.
مثال: Sie lädt ihre Freunde zum Essen ein. — دوستانش را به غذا دعوت میکند. الگوی حرف اضافه: «jemanden zu etwas einladen» (به چیزی دعوتکردن) و «jemanden ins Kino einladen» (به سینما دعوتکردن)؛ نکتهٔ فرهنگی: در آلمان «getrennt zahlen» (جدا حسابکردن) رایج است، پس «Ich lade dich ein» یعنی این بار خرج من! — دعوت آلمانی جدی گرفته میشود.