la neige
snow
تعریف کوتاه
برف؛ مؤنث، با il neige (برف میبارد).
la neige به معنی «برف» اسمی مؤنث و شمارشناپذیر است؛ فعل هوای آن خودش را دارد: «Il neige» یعنی «برف میبارد» — بدون ذکر و نه اسمی! «la neige fond» یعنی «برف آب میشود» و «les flocons de neige» یعنی «دانههای برف».
مثال: La neige tombe depuis ce matin. — از صبح برف میبارد. «tomber» (باریدن/افتادن) فعل دوگانهٔ بارش است؛ «un bonhomme de neige» یعنی «آدمبرفی» — سرگرمی زمستانی بچهها؛ و «les sports d'hiver» (ورزشهای زمستانی) با «la neige poudreuse» (برف پودری) اسکیبازان فرانسوی را به کوهستان میکشاند.