پرش به محتوا

instead

/ɪnˈsted/

لغات انگلیسی۴۲ بازدید۲ آبان ۱۴۰۵

تعریف کوتاه

«به‌جایش»؛ انجام کار دیگری به‌جای کار موردانتظار؛ instead of + اسم/ing.

instead به معنی «به‌جای آن، برعکسش» قید است و نشان می‌دهد به‌جای اقدام موردانتظار، کار دیگری انجام شده؛ معمولاً ابتدا یا انتهای جمله می‌آید و دو جمله را به هم مرتبط می‌کند: «I didn't call her. Instead, I sent a text.» شکل حرف اضافه‌ای آن «instead of + اسم/فعل با ing» است: «Instead of complaining, do something.» مثال: «We planned to walk, but we took a taxi instead.» — قصد داشتیم پیاده برویم، اما به‌جایش تاکسی گرفتیم. این ساختار در توصیه‌دادن و مقایسهٔ گزینه‌ها بسیار کاربردی است.