معنی اصطلاح the tip of the iceberg به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح the tip of the iceberg: بخش کوچکِ آشکار از مشکلی بسیار بزرگتر. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B2.
اصطلاحات، جان مکالمه انگلیسیاند؛ بدون آنها زبان شما کتابی و خشک باقی میماند. در این صفحه از بخش زبان انگلیسی امروزینو، اصطلاح the tip of the iceberg را کامل یاد میگیرید: معنی، معادل فارسی، مثال و جایی که باید از آن استفاده کنید. برای دیدن اصطلاحات دیگر، مجموعه اصطلاحات را دنبال کنید.
the tip of the iceberg یعنی چه؟
بخش کوچکِ آشکار از مشکلی بسیار بزرگتر. — معادل: «نوکِ کوه یخ» — در فارسی هم همین استعاره رایج است.. این اصطلاح در سطح B2 قرار دارد و در مکالمه روزمره، فیلم و سریال بهکرّات شنیده میشود.
مثال در جمله
The audit findings are just the tip of the iceberg.
وقتی جمله را میخوانید، سعی کنید تصویر آن را در ذهن بسازید؛ تصویرسازی ذهنی قویترین قلاب حافظه برای اصطلاحات است.
کجا از این اصطلاح استفاده کنیم؟
اصطلاحات را نباید هرجا به کار برد؛ the tip of the iceberg در موقعیتهای مناسب خودش معنا میدهد. اشتباه رایج زبانآموزان ایرانی، ترجمه تحتاللفظی اصطلاحات فارسی به انگلیسی است؛ به جای آن، اصطلاح ساده و پرکاربرد مثل همین the tip of the iceberg را در جای درست استفاده کنید. برای تقویت این مهارت، مکالمه انگلیسی بسیار کمک میکند.
سؤالات پرتکرار
معنی the tip of the iceberg چیست؟
بخش کوچکِ آشکار از مشکلی بسیار بزرگتر. این اصطلاح در سطح B2 انگلیسی دستهبندی میشود.
the tip of the iceberg چه زمانی به کار میرود؟
در گفتار روزمره و غیررسمی به کار میرود؛ در متون آکادمیک بسیار رسمی معمولاً از آن پرهیز میشود.
چطور اصطلاحات را یادداشت کنم؟
هر اصطلاح را با یک مثال شخصی یادداشت کنید و هفتهای یک بار فهرست را مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی اصطلاح learn the ins and outs به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح pull the plug به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح put all your eggs in one basket به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح talk shop به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح throw money at something به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح touch base به فارسی + مثال و کاربرد
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



