معنی اصطلاح pressed for time به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح pressed for time: وقت کم آوردن و در عجله بودن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B2.
اصطلاحات، جان مکالمه انگلیسیاند؛ بدون آنها زبان شما کتابی و خشک باقی میماند. در این صفحه از بخش زبان انگلیسی امروزینو، اصطلاح pressed for time را کامل یاد میگیرید: معنی، معادل فارسی، مثال و جایی که باید از آن استفاده کنید. برای دیدن اصطلاحات دیگر، مجموعه اصطلاحات را دنبال کنید.
pressed for time یعنی چه؟
وقت کم آوردن و در عجله بودن. — معادل: «وقت کم داشتن».. این اصطلاح در سطح B2 قرار دارد و در مکالمه روزمره، فیلم و سریال بهکرّات شنیده میشود.
مثال در جمله
I would love to chat, but I am pressed for time this morning.
وقتی جمله را میخوانید، سعی کنید تصویر آن را در ذهن بسازید؛ تصویرسازی ذهنی قویترین قلاب حافظه برای اصطلاحات است.
کجا از این اصطلاح استفاده کنیم؟
اصطلاحات را نباید هرجا به کار برد؛ pressed for time در موقعیتهای مناسب خودش معنا میدهد. اشتباه رایج زبانآموزان ایرانی، ترجمه تحتاللفظی اصطلاحات فارسی به انگلیسی است؛ به جای آن، اصطلاح ساده و پرکاربرد مثل همین pressed for time را در جای درست استفاده کنید. برای تقویت این مهارت، مکالمه انگلیسی بسیار کمک میکند.
سؤالات پرتکرار
معنی pressed for time چیست؟
وقت کم آوردن و در عجله بودن. این اصطلاح در سطح B2 انگلیسی دستهبندی میشود.
pressed for time چه زمانی به کار میرود؟
در گفتار روزمره و غیررسمی به کار میرود؛ در متون آکادمیک بسیار رسمی معمولاً از آن پرهیز میشود.
چطور اصطلاحات را یادداشت کنم؟
هر اصطلاح را با یک مثال شخصی یادداشت کنید و هفتهای یک بار فهرست را مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی اصطلاح eat humble pie به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح get the ball rolling به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح get down to business به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح throw money at something به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح in the red به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح pay through the nose به فارسی + مثال و کاربرد
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



