معنی اصطلاح near and dear to your heart به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح near and dear to your heart: بسیار عزیز و مهم بودن، برای موضوع یا اشخاص. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح C1.
اصطلاحات، جان مکالمه انگلیسیاند؛ بدون آنها زبان شما کتابی و خشک باقی میماند. در این صفحه از بخش زبان انگلیسی امروزینو، اصطلاح near and dear to your heart را کامل یاد میگیرید: معنی، معادل فارسی، مثال و جایی که باید از آن استفاده کنید. برای دیدن اصطلاحات دیگر، مجموعه اصطلاحات را دنبال کنید.
near and dear to your heart یعنی چه؟
بسیار عزیز و مهم بودن، برای موضوع یا اشخاص. — معادل: «عزیز و دلبند بودن».. این اصطلاح در سطح C1 قرار دارد و در مکالمه روزمره، فیلم و سریال بهکرّات شنیده میشود.
مثال در جمله
Animal welfare is a cause near and dear to my heart.
وقتی جمله را میخوانید، سعی کنید تصویر آن را در ذهن بسازید؛ تصویرسازی ذهنی قویترین قلاب حافظه برای اصطلاحات است.
کجا از این اصطلاح استفاده کنیم؟
اصطلاحات را نباید هرجا به کار برد؛ near and dear to your heart در موقعیتهای مناسب خودش معنا میدهد. اشتباه رایج زبانآموزان ایرانی، ترجمه تحتاللفظی اصطلاحات فارسی به انگلیسی است؛ به جای آن، اصطلاح ساده و پرکاربرد مثل همین near and dear to your heart را در جای درست استفاده کنید. برای تقویت این مهارت، مکالمه انگلیسی بسیار کمک میکند.
سؤالات پرتکرار
معنی near and dear to your heart چیست؟
بسیار عزیز و مهم بودن، برای موضوع یا اشخاص. این اصطلاح در سطح C1 انگلیسی دستهبندی میشود.
near and dear to your heart چه زمانی به کار میرود؟
در گفتار روزمره و غیررسمی به کار میرود؛ در متون آکادمیک بسیار رسمی معمولاً از آن پرهیز میشود.
چطور اصطلاحات را یادداشت کنم؟
هر اصطلاح را با یک مثال شخصی یادداشت کنید و هفتهای یک بار فهرست را مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی اصطلاح get a word in edgewise به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح keep someone posted به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح in so many words به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح get your wires crossed به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح red-eye flight به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح hit the town به فارسی + مثال و کاربرد
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



