معنی اصطلاح break the ice به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح break the ice: در جمع ناآشنا یا فضای رسمی، کاری برای شروع گفتوگو و رفع سکوت کردن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B1.
اصطلاحات، جان مکالمه انگلیسیاند؛ بدون آنها زبان شما کتابی و خشک باقی میماند. در این صفحه از بخش زبان انگلیسی امروزینو، اصطلاح break the ice را کامل یاد میگیرید: معنی، معادل فارسی، مثال و جایی که باید از آن استفاده کنید. برای دیدن اصطلاحات دیگر، مجموعه اصطلاحات را دنبال کنید.
break the ice یعنی چه؟
در جمع ناآشنا یا فضای رسمی، کاری برای شروع گفتوگو و رفع سکوت کردن. — معادل: «یخ مجلس را شکستن» — بیشتر در اول جلسهها و ملاقاتها بهکار میرود.. این اصطلاح در سطح B1 قرار دارد و در مکالمه روزمره، فیلم و سریال بهکرّات شنیده میشود.
مثال در جمله
He told a funny story to break the ice at the party.
وقتی جمله را میخوانید، سعی کنید تصویر آن را در ذهن بسازید؛ تصویرسازی ذهنی قویترین قلاب حافظه برای اصطلاحات است.
کجا از این اصطلاح استفاده کنیم؟
اصطلاحات را نباید هرجا به کار برد؛ break the ice در موقعیتهای مناسب خودش معنا میدهد. اشتباه رایج زبانآموزان ایرانی، ترجمه تحتاللفظی اصطلاحات فارسی به انگلیسی است؛ به جای آن، اصطلاح ساده و پرکاربرد مثل همین break the ice را در جای درست استفاده کنید. برای تقویت این مهارت، مکالمه انگلیسی بسیار کمک میکند.
سؤالات پرتکرار
معنی break the ice چیست؟
در جمع ناآشنا یا فضای رسمی، کاری برای شروع گفتوگو و رفع سکوت کردن. این اصطلاح در سطح B1 انگلیسی دستهبندی میشود.
break the ice چه زمانی به کار میرود؟
در گفتار روزمره و غیررسمی به کار میرود؛ در متون آکادمیک بسیار رسمی معمولاً از آن پرهیز میشود.
چطور اصطلاحات را یادداشت کنم؟
هر اصطلاح را با یک مثال شخصی یادداشت کنید و هفتهای یک بار فهرست را مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی اصطلاح get along like a house on fire به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح a match made in heaven به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح skeletons in the closet به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح puppy love به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح drop names به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح family tree به فارسی + مثال و کاربرد
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



