معنی اصطلاح be on the ball به فارسی + مثال و کاربرد

معنی اصطلاح be on the ball: هوشیار، باانگیزه و کارآمد بودن. با مثال انگلیسی و توضیح کاربرد، در سطح B2.
اصطلاحات، جان مکالمه انگلیسیاند؛ بدون آنها زبان شما کتابی و خشک باقی میماند. در این صفحه از بخش زبان انگلیسی امروزینو، اصطلاح be on the ball را کامل یاد میگیرید: معنی، معادل فارسی، مثال و جایی که باید از آن استفاده کنید. برای دیدن اصطلاحات دیگر، مجموعه اصطلاحات را دنبال کنید.
be on the ball یعنی چه؟
هوشیار، باانگیزه و کارآمد بودن. معادل و توضیح کاربرد آن: برای افراد زرنگ و آماده بهکار میرود.. این اصطلاح در سطح B2 قرار دارد و در مکالمه روزمره، فیلم و سریال بهکرّات شنیده میشود.
مثال در جمله
Our new manager is really on the ball and solves problems quickly.
وقتی جمله را میخوانید، سعی کنید تصویر آن را در ذهن بسازید؛ تصویرسازی ذهنی قویترین قلاب حافظه برای اصطلاحات است.
کجا از این اصطلاح استفاده کنیم؟
اصطلاحات را نباید هرجا به کار برد؛ be on the ball در موقعیتهای مناسب خودش معنا میدهد. اشتباه رایج زبانآموزان ایرانی، ترجمه تحتاللفظی اصطلاحات فارسی به انگلیسی است؛ به جای آن، اصطلاح ساده و پرکاربرد مثل همین be on the ball را در جای درست استفاده کنید. برای تقویت این مهارت، مکالمه انگلیسی بسیار کمک میکند.
سؤالات پرتکرار
معنی be on the ball چیست؟
هوشیار، باانگیزه و کارآمد بودن. این اصطلاح در سطح B2 انگلیسی دستهبندی میشود.
be on the ball چه زمانی به کار میرود؟
در گفتار روزمره و غیررسمی به کار میرود؛ در متون آکادمیک بسیار رسمی معمولاً از آن پرهیز میشود.
چطور اصطلاحات را یادداشت کنم؟
هر اصطلاح را با یک مثال شخصی یادداشت کنید و هفتهای یک بار فهرست را مرور کنید.
مطالب مرتبط
- معنی اصطلاح skeletons in the closet به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح drift apart به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح get hitched به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح keep someone at arm's length به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح the black sheep of the family به فارسی + مثال و کاربرد
- معنی اصطلاح wear thin به فارسی + مثال و کاربرد
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



