لغات غذا و رستوران به آلمانی؛ از سفارش تا پرداخت

لغات غذا و رستوران به آلمانی را از منو و سفارش تا پرداخت و انعام یاد بگیرید؛ واژههای وعدههای غذایی، خوراکیهای رایج، عبارتهای سفارش و گفتوگو با گارسون در سطح A1 و A2.
از نخستین روزهای اقامت در آلمان، معاملات روزانهتان با نان و پنیر و قهوه گره میخورد؛ از Bäckerei محله تا غذاخوری شرکت و رستورانهای آخر هفته. کسی که لغات غذا را بلد است، در سوپرمارکت سرگردان نمیشود و در رستوران با اعتمادبهنفس سفارش میدهد.
در این مطلب لغات غذا و رستوران به آلمانی را در چهار مرحله میبینید: وعدهها و خوراکیهای روزمره، سر سفره، گفتوگوی رستوران و پرداخت و انعام. هر واژه با حرف تعریف و شکل جمع آمده و زیر هر بخش جملههای کوچکی میبینید که میتوانید همانها را در کافه تکرار کنید.
وعدهها و خوراکیهای روزمره
آلمانیها روزشان را با Frühstück شروع میکنند و با Abendessen تمام میکنند؛ اینها اولین واژههایی هستند که باید بیاموزید:
- das Frühstück (صبحانه) — جمع: die Frühstücke
- das Mittagessen (ناهار) و das Abendessen (شام)
- das Brot (نان) — جمع: die Brote
- das Brötchen (نان رولی) — جمع: die Brötchen
- der Käse (پنیر) و die Butter (کره)
- das Ei (تخممرغ) — جمع: die Eier
- der Reis (برنج) و die Nudeln (ماکارونی)
- das Fleisch (گوشت)، das Hähnchen (مرغ)، der Fisch (ماهی)
- die Kartoffel (سیبزمینی) — جمع: die Kartoffeln
- das Gemüse (سبزیجات) و das Obst (میوه)
- der Apfel (سیب) — جمع: die Äpfel
- جملهٔ نمونه: «Zum Frühstück esse ich ein Ei.» — در صبحانه یک تخممرغ میخورم.
سر سفره: چاشنیها و طعمها
- das Salz (نمک)، der Pfeffer (فلفل)، der Zucker (شکر)
- die Marmelade (ژام) و der Honig (عسل)
- die Suppe (سوپ) — جمع: die Suppen
- der Salat (سالاد) — جمع: die Salate
- der Kuchen (کیک) — جمع: die Kuchen
- die Flasche (بطری) و das Glas (لیوان)
- lecker (خوشمزه)، süß (شیرین)، scharf (تند)
- das Wasser (آب)، der Saft (آبمیوه)، der Tee (چای)
- جملهٔ نمونه: «Das Essen ist sehr lecker!» — غذا خیلی خوشمزه است!
- جملهٔ نمونه: «Bitte gib mir das Salz.» — لطفاً نمک را به من بده.
در رستوران: از منو تا سفارش
وقتی گارسون سر میزتان میآید، همین عبارتهای کوچک کافیاند:
- die Speisekarte (منو) — جمع: die Speisekarten
- der Kellner / die Kellnerin — گارسون
- bestellen (سفارش دادن) و empfehlen (پیشنهاد کردن)
- die Vorspeise (پیشغذا) و die Hauptspeise (غذای اصلی)
- das Dessert (دسر)
- der Tisch (میز) — جمع: die Tische
- Ich möchte… — من … میخواهم
- Ein Tisch für zwei, bitte. — لطفاً میزی برای دو نفر.
- Was empfehlen Sie? — چه چیزی پیشنهاد میکنید؟
- Ich bin Vegetarier. — من گیاهخوار هستم.
- جملهٔ نمونه: «Ich möchte das Hähnchen bestellen.» — میخواهم مرغ را سفارش بدهم.
پرداخت، صورتحساب و انعام
- die Rechnung (صورتحساب) — جمع: die Rechnungen
- bezahlen (پرداخت کردن) و zahlen (پرداخت کردن)
- Zusammen oder getrennt? — با هم یا جدا؟
- das Trinkgeld (انعام)
- bar / mit Karte — نقدی / با کارت
- Stimmt so. — همین مقدار کافی است؛ برای دادن انعام
- جملهٔ نمونه: «Die Rechnung, bitte!» — لطفاً صورتحساب!
- جملهٔ نمونه: «Wir zahlen getrennt.» — جداً پرداخت میکنیم.
برای شمارش یوروها آموزش اعداد آلمانی و برای واژههای سوپرمارکت لغات خرید به آلمانی را بخوانید؛ ۱۰۰ لغت پرکاربرد آلمانی هم نقطهٔ شروع خوبی برای ذهن شماست.
سؤالات پرتکرار
سفارش غذا به آلمانی را چطور شروع کنم؟
کافی است با «Ich möchte…» یا مؤدبانهتر «Ich hätte gern…» شروع کنید و اسم غذا را از منو بگویید؛ در پایان هم bitte اضافه کنید. گارسون معمولاً میپرسد «Sonst noch etwas؟» یعنی چیز دیگری هم میخواهید؛ اگر نه، بگویید «Nein, danke. Das ist alles.»
جواب «Guten Appetit» چیست؟
بهجای جواب میگویید «Danke, gleichfalls» یعنی ممنون، شما هم نوش جان کنید. همین تعارف کوچک در خانهٔ آلمانیزبانها و رستورانها بسیار رایج است و دانستنش باعث میشود موقعیتهای ساده را با اعتمادبهنفس مدیریت کنید.
در رستورانهای آلمان چقدر انعام میدهند؟
قاعدهٔ رایج حدود پنج تا ده درصد مبلغ صورتحساب است؛ هنگام پرداخت نقدی، مبلغ را گرد میکنید و میگویید «Stimmt so». اگر با کارت میپردازید، در بسیاری از دستگاهها گزینهٔ اضافهکردن Trinkgeld وجود دارد و دادنش اختیاری اما بسیار معمول است.
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.

