صرف فعل kill در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال

صرف کامل فعل kill (کشتن): حال ساده، گذشته، کامل و استمراری + مثال در جمله. فعل قاعدهدار.
صرف فعل kill (به فارسی: کشتن) را در این مرجع سریع از گرامر انگلیسی امروزینو ببینید. این فعل قاعدهدار است و با افزودن -ed ساخته میشود.
شکلهای اصلی فعل kill
| شکل | کلمه |
|---|---|
| اسم مصدر (Base form) | kill |
| حال ساده — سومشخص مفرد | kills |
| گذشته ساده (Past simple) | killed |
| اسم مفعول (Past participle) | killed |
| شکل ing (Present participle) | killing |
kill در زمانها
| زمان | مثال با «kill» |
|---|---|
| حال ساده | I kill every day. / He kills every day. |
| حال استمراری | I am killing right now. |
| گذشته ساده | I killed yesterday. |
| گذشته استمراری | I was killing when you called. |
| حال کامل | I have killed the task. |
| گذشته کامل | I had killed it before lunch. |
| آینده ساده | I will kill tomorrow. |
| آینده با going to | I am going to kill soon. |
مثالهای کاربردی
I kill every morning. (من هر صبح کشتن میکنم.)
She kills before breakfast. (او قبل از صبحانه کشتن میکند.)
Yesterday I killed for two hours. (دیروز دو ساعت کشتن کردم.)
نکته یادگیری
برای فعلهای قاعدهدار مثل kill، فقط ریشه فعل (kill) را به خاطر بسپارید؛ بقیه شکلها با قاعده ساخته میشوند. فهرست کامل فعلهای پرکاربرد در گرامر انگلیسی در دسترس شماست.
سؤالات پرتکرار
گذشته فعل kill چیست؟
گذشته ساده kill، «killed» است و اسم مفعول آن «killed».
آیا kill فعل بیقاعده است؟
خیر؛ kill قاعدهدار است و با -ed صرف میشود.
مطالب مرتبط
- صرف فعل stand در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
- صرف فعل stop در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
- صرف فعل suggest در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
- صرف فعل sweep در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
- صرف فعل taste در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
- صرف فعل translate در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
- آموزش ضمایر فاعلی و مفعولی در انگلیسی؛ قاعده، مثال و اشتباهات رایج (A1)
- آموزش ضمایر انعکاسی در انگلیسی؛ قاعده، مثال و اشتباهات رایج (A2)
- صرف فعل interrupt در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
- صرف فعل check در انگلیسی؛ تمام زمانها + مثال
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



