کلمه trigger در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله

trigger در انگلیسی به معنی «به راه انداختن، فعال کردن» است؛ فعل با سطح B2. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
trigger یکی از واژههای کاربردی سطح B2 در چارچوب سطحبندی CEFR است. در این مطلب، معنی فارسی، نوع کلمه و نحوه استفاده از آن را با مثال یاد میگیرید تا در مکالمه و آزمون بهدرستی به کار ببرید.
معنی trigger
کلمه trigger در فارسی به معنی «به راه انداختن، فعال کردن» است. این کلمه در نقش فعل به کار میرود؛ پس در جمله باید با فاعل همخوانی داشته باشد و در زمانهای مختلف صرف شود. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B2 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| trigger | به راه انداختن، فعال کردن | فعل | B2 |
مثال جمله با trigger
Even a small earthquake can trigger a landslide on the unstable hillside.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «trigger» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه trigger چیست؟
trigger در فارسی یعنی «به راه انداختن، فعال کردن» و بهعنوان فعل در جمله به کار میرود.
trigger چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B2 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور trigger را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



