کلمه training در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله

training در انگلیسی به معنی «آموزش، تمرین، پرورش» است؛ اسم با سطح B1. در این مطلب مثال، کاربرد و روش یادگیری آن را میخوانید.
یادگیری واژهبهواژه، سریعترین راه رسیدن به دایره واژگان قوی است. در این صفحه از واژگان انگلیسی، کلمه training را کامل بررسی میکنیم: معنی، نقش دستوری، مثال و نکته یادگیری.
معنی training
کلمه training در فارسی به معنی «آموزش، تمرین، پرورش» است. این کلمه در نقش اسم به کار میرود؛ یعنی در جمله نقش فاعل یا مفعول میگیرد و معمولاً قبلش حرف تعریف (a/an/the) یا صفت میآید. سطح این واژه در استاندارد سطحبندی CEFR، B1 است؛ یعنی در متنها و آزمونهای همین سطح به آن برمیخورید.
جدول خلاصه
| واژه | معنی فارسی | نقش دستوری | سطح |
|---|---|---|---|
| training | آموزش، تمرین، پرورش | اسم | B1 |
مثال جمله با training
All new staff must complete a two-week training program before starting.
برای اینکه واژه در ذهن بماند، همین جمله را با فاعل دیگری بازنویسی کنید؛ مثلاً آن را درباره خودتان یا یکی از اعضای خانوادهتان بنویسید. نوشتن دو سه جمله شخصی، از ده بار مرور ساده اثر بیشتری دارد.
روش یادگیری و مرور
بهترین راه تثبیت «training» در حافظه بلندمدت، روش تکرار با فاصله است: امروز یاد بگیرید، فردا مرور کنید، بعد سه روز، بعد یک هفته. در هر مرور فقط یک دقیقه کافی است. برای اجرای اصولی این روش، مهارتهای مطالعه و یادگیری را ببینید و برای تمرین، آزمونهای واژگان همین بخش را امتحان کنید.
سؤالات پرتکرار
معنی کلمه training چیست؟
training در فارسی یعنی «آموزش، تمرین، پرورش» و بهعنوان اسم در جمله به کار میرود.
training چه سطحی از انگلیسی است؟
بر اساس چارچوب CEFR، این واژه در سطح B1 قرار میگیرد؛ یعنی برای مخاطب همان سطح کاملاً ضروری است.
چطور training را برای همیشه یاد بگیرم؟
در دو سه جمله شخصی استفاده کنید، صدای آن را بشنوید و با فاصلههای یکروزه، سهروزه و هفتروزه مرور کنید.
مطالب مرتبط
- کلمه insurance در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- آموزش کلمه disease | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
- معنی کلمه recovery در انگلیسی | بهبودی + مثال و تلفظ
- کلمه friendship در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- کلمه couple در انگلیسی؛ معنی کامل + کاربرد در جمله
- آموزش کلمه loyalty | معنی فارسی، نقش دستوری و جمله نمونه (B1)
این مطلب برایتان مفید بود؟
با پسندیدن، به ما کمک میکنید مطالب بهتری منتشر کنیم.



